شوشتر (هیدالو)

این وبلاگ برای معرفی شهرستان شوشتر ساخته شده است.

فتح شوشتر توسط مغولان

زردپوستانی که بین مسلمانان به اسامی «مغول» و «تاتار» یا «تتر» خوانده می شدند، قومی بدوی بودند، ساکن دره های کوههای جنوبی سیبری و اطراف دریاچه بایکال یعنی ناحیه کوهستانی واقع بین چین خاص و منچوری و سیبری جنوبی که امروزه آن سرزمین را مغولستان می نامند.

چنگیزخان که نام مغولی او «تموچین» است در حدود سال 549 ه.ق در مغولستان متولد شده و پدرش «یسوکای بهادر»، رئیس و خان قبیله قیات از قبایل مغول بود. 

چنگیزخان پس از پدرش ریاست قبیله خود را به عهده گرفت و سایر قبایل مغول اطراف را نیز به اتحاد با خود وادار نمود. وی در پائیز سال 616 ه.ق با سپاهی در حدود صد و پنجاه الی دویست هزار تن از دره سفلای رود سیحون (سیر دریا) به ایران حمله کرد. در این زمان اگرچه لشکریان سلطان محمد خوارزمشاه از لشکریان چنگیزخان بیشتر بودند، اما از آنجایی که این لشکریان از اقوام گوناگون بودند و با یکدیگر اتحادی نداشتند، لذا نتوانستند در مقابل مغولان مقاومت نمایند.

در نخستین شکستی که لشکریان خوارزمشاه از سپاهیان مغول خوردند، ترس و وحشتی سخت بر خوارزمشاه مستولی گردید و به مرکز ایران فراری شد.

چنگیزخان پس از اینکه در سال 616 ه.ق بخارا را فتح کرد، چنان کشتار و ویرانی در آن شهر انجام داد که چون یکی از فراریان آن شهر را درباره عملکرد مغولان پرسیدند گفت: «آمدند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند.»

سرانجام خوارزمشاه پس از فرار از مغولان به جزیره «آبسکون» در دهانه نهر گرگان و در دریای خزر پناه برد و در آنجا درگذشت. 

پس از آنکه چنگیز خان نیز در سال 624 ه.ق در گذشت، پسر سومش اوکتای جانشین او شد. پس از مرگ چنگیزخان و گذشت چند سال از یورش اولیه مغولان به ایران، ایرانیان فرصتی یافتند تا با شورشهای پراکنده با مغولان مبارزه کنند. این اقدام ایرانیان باعث شد تا بار دیگر یکی از سرداران مغول به نام هلاکوخان مامور فتح سراسر ایران گردد. (651 ه.ق)

هلاکوخان مؤسس دولتی در ایران گردید، بنام ایلخانان، و پس از مرگ وی نیز ایلخانان بعدی یکی پس از دیگری توانستند تا سال 736 ه.ق تسلط خود را بر مناطق مختلف ایران حفظ نمایند. در زمان سلطان ابوسعید (716ـ736 ه.ق) آخرین ایلخانان مقتدر مغول رفته رفته جنگ های خانگی و جنبش توده های مردمی باعث فروپاشی دولت ایلخانان شد.

و اما در خصوص اوضاع شوشتر در زمان مغولان در تاریخ عضدی آمده است، وقتی که هلاکو خان بغداد را فتح کرد (656 ه.ق) برادر خود طغاتیمور را جهت تسخیر واسط و بیک تیمور را برای تصرف شوشتر روانه کرد. پس از اینکه بیک تیمور به نزدیکی شوشتر رسید، مردم شهر با تقدیم هدایایی از وی استقبال کردند. و او نیز پس از ورود به شهر شوشتر دستور داد تا کسی مورد ظلم و تعدی قرار نگیرد. لیکن یکی از فرماندهان سپاه وی معروف به تاج الدین اظهار داشت که نباید با مردم به ملایمت رفتار کرد. ولی تیمور پاسخ داد، چون اهالی شوشتر بدون مقاومت و جنگ تسلیم شده اند، لذا شایسته نیست به آنها صدمه ای وارد آوریم. اما تاج الدین تلاش کرد تا بهانه ای بدست آورده و اقدام به قتل و غارت مردم نماید. و به همین منظور اقدام به آزار و اذیت مردم نمود تا آنها را به شورش وادارد. ولی اهالی شهر ساکت مانده و از هر گونه عکس العملی خودداری نمودند. شب بعد تاج الدین دچار شکم درد شدیدی گردید و از این مرض درگذشت، و چون بیک تیمور به دیدن او آمد، گفت، خدا حرص و طمع تاج الدین را اینگونه کیفر می دهد و بیک تیمور پس از آن مقرر نمود چون شوشتر شهر مبارکی است به همین لقب او را نامند.

شوشتر همچنان در دست ایلخانان مغول قرار داشت تا اینکه در سال 699 ه.ق به سبب گرفتاری غازان خان (ایلخان مغول 694ـ703 ه.ق) مغولان جغتایی ساکن ماوراء النهر از سیستان تا شوشتر را به تصرف خود در آوردند. ولی چندان دوام نیاوردند و پس از بازگشت به مناطق اولیه خود، شوشتر بار دیگر در دست ایلخانان قرار گرفت.  تا اینکه پس از مرگ آخرین ایلخان مقتدر مغول، اتابک یوسف شاه دوم (733–740 ه.ق) از وضع آشفته ایران استفاده کرده بنای استقلال را گذاشت و شوشتر و هویزه و بصره را متصرف شد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 16:36  توسط بهتاش عبدالهی  |