شوشتر (هیدالو)

این وبلاگ برای معرفی شهرستان شوشتر ساخته شده است.

گویش شوشتری

شوشتری

 یکی از گویش‌های جنوب غربی زبان فارسی است.از نظر آواشناسی گویش شوشتری از گویش فارسی نو اولیه منشا می‌گیرد با ویژگی‌هایی که مختص به گویش‌های جنوب غربی ایران است.

گویش شوشتری بسیار نزدیک به گویش دزفولی است و تفاوتهای بسیار کمی باهمدیگر دارند طوری که شوشتریان و دزفولی‌ها به راحتی می‌توانند با هم صحبت کنند و تشخیص تفاوت شوشتری و دزفولی برای افراد ناآشنا تقریباً غیر ممکن است. می‌توان چنین تصور نمود که گویش شوشتری و دزفولی در اصل یکی بوده که به تدریج تحت تأثیر زبان‌ها و گویش‌های دیگر قرار گرفته‌اند. شوشتری همانند دزفولی خصوصیاتی را با گویش‌های لری و بختیاری که توسط ساکنین مناطق همجوار دزفول تکلم می‌شوند به اشتراک دارد ولی گویشی کاملا متمایز است.

ویژگیهای دستوری

این گویش از نظر تقریب نزدیکی بیشتری با پارسی دری دارد تا فارسی معیار نوین.در این گویش مانند فارسی پیش از عهد مغول پیشوند هایی مانند "بـ " یا "می" به صورت غیر ضروری می توانند جلوی افعال بایستند.در برخی حالات التزامی و امر نیز برعکس فارسی نو و بر راه فارسی ادبی دوره‌های پیشین پیشوندی جلوی فعل ظاهر نمی شود.صرف امر منفی نیز بجای "ن" از "م" استفاده می‌شود که حالت قدیمی تر آن است.برخی از افعال قدیمی که در گذشته استفاده می شده و امروز در زبان عوام متروک شده در این گویش رایج است.

صرف فعل امر:در فعل امر همان بن مضارع به عنوان امر بکار می رود.در حالت منفی "م" میگیرد.


  • برو--> " رو " / نرو --> مـَرو
  • بگو--> " گو " / نگو --> مـَگو

صرف فعل مضارع:

  • غذا می خورد : --> غذا بخورَه
  • می گیرد --> گیرَه
  • بروی--> روی / نروی --> نَـروی
  • می خواهم بروم --> مـُخـُم روَم

فعل ماضی: نمونه‌ای از صرف افعال ماضی در گویش شوشتری در وجه‌های مختلف

  • رفتم --> رفتـُم
  • نشسته بود --> نشسـّه بید
  • رفته باشد--> رفته بوَ
  • می گفت --> مـِگفت
  • کشته اند --> کشتِنَه

در افعال متعدی در گویش شوشتری مفعول یا متمم ممکن است بصورت ضمیر متصل پس از فعل بیاید.این حالت در فارسی امروز چندان متداول نیست اما در ادبیات کهن فارسی وجود دارد.مثلا در این مصرع مولانا:

  • "نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم"

می بینیم که "ت" که نشانه مفعولی است بصورت چسبان پس از فعل می آید.این حالت در گویش شوشتری هنوز وجود دارد.مثلا برای همین مفهوم "به تو نگفتم" می گویند " نگفتـُمـَت ".

ادبیات شوشتری

شوشتر در دوره‌های دور ادبیات داشته است.مثلا در ترجمان البلاغه می خوانیم می خوانیم که ابولعلاءشوشتری از نخستین کسانی است که در جنوب غرب ایران به پارسی نویسی پرداخته است.در دوره‌های متاخر هم شاعران و نویسندگانی از این دیار بوده اند اما نشان کسی که به محلی بنویسد را احتمالا در نیمه‌های قرن سیزدهم هجری قمری باید در آثار ملاحسن شوشتری ملقب به " حسنا" بیابیم.شاعران دیگری مانند محب شوشتری و عیدی شوشتری را نیز می توان به این جمع افزود.به عبارتی دوران زندیه و دوره‌های آغازین قاجار را می توان آغاز ادبیات شوشتری دانست.نمونه‌ای از اشعار ملاحسن شوشتری به لهجهٔ محلی شوشتر در دوران قاجار :

بدخلقی و ری چرکنی او کس که ازم کرد
جز دختر دنیا دیگه یارون کی ازم کرد
دونی چه سرم برد به عالم چه ازم کرد؟
ظلم و ستم و جور و جفا ازچه ازم کرد؟
حقم بید اگر روزی هزار همچه ازم کرد
ایدل مپسندش که وفا هیچ ندارَه
خونه ش مَنشین,لطف و صفا هیچ ندارَه
غیر ستم و جور و جفا هیچ ندارَه
جز غصه و معبوس و قنا هیچ ندارَه
معلومَه که‌ای دلّه حیا هیچ ندارَه
هر خواهشی وَش کردمه او همچه ازم کرد

کلمات و اصطلاحات بومی گویش شوشتری از نظر اصطلاحات بومی غنای فراوانی دارد.بسیاری واژه‌های ناشناخته یا واژه‌های مهجور و متروک در این گویش متداول است.برای نمونه:

  • لف=شبیه
  • مرگوی=مر گویی,انگارکه
  • گشیدن=گشودن
  • برازیدن=برازنده بودن
  • نمبرازد=برازنده نیست
  • دونا=دانا,فهمیده
  • پـِی=همراه
  • ریمیز = موریانه
  • گـُلـُپ = لپ
  • رَه = راه
  • لیله = گردباد
  • منجی=میانجی,میانه
  • گرده=کمر
  • مفتلا=مبتلا
  • قصه=سخن
  • گـُرُختن = گریختن , فرار کردن
  • اشکم=شکم
  • اِزمودن=امتحان کردن,آزمودن
  • مغمین = پشیمان
  • بهـَز = به از , بهتر از
  • پار= سال گذشته , پارسال
  • بختر = بهتر

ترانهٔ محلی شوشتری معروف به سوزه واری :

دشت و صحرا اَ گل چی گلسّونه سوزه واری گرفت کل بیابونه
ماشالله به‌ای بهار هر کُیا سیل کنی گل فراوونه
گل اومد , گل اومد یارم خوش اومد
باغبون جار مَزَن گل به گلزاره نازنینُم اومه وخت دیداره
انقذه به گلت مناز کی گلش چی گلم رنگ وریداره
گل اومد , گل اومد یارم خوش اومد
عاشق چشم مستونَشُم مو همچه مجنونی دیوونشم مو
قربون بالوی دلنشینش چی غلومی در خونشم مو
گل اومد , گل اومد یارم خوش اومد
قربون رنگ سرخ و سفیدش قربون او کس که آفریدش
مو قربون کار خدا بام آفریدم تا گردم مریدش
گل اومد , گل اومد یارم خوش اومد


منابع

  1. انجمن شاعران ایران
  2. درگاه دزفول در دایره‌المعارف ایرانیکا
  3. مثلهای شوشتری-جلال الدین امام جمعه-بنیادنیشابور-تهران-1984 صفحهٔ 13
  4. گنجینهٔ سخن-دکتر ذبیح الله صفا-جلد دوم-صفحه 92
  5. دیوان اشعار ملاحسن شوشتری-به کوشش سعید شیرین بیان-نشر خوزستان1375- صفحه 15
  6. دیبای شوشتر,نوشته محمد مهدی آبادی,نشر سیب سبز,بخش‌های مربوط به معانی ترکیباتو واژه‌های محلی شوشتری
  7. www.shushtariha.blogfa.com/post-64.aspx
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 16:54  توسط بهتاش عبدالهی  |